تبلیغات
سرباز صاحب الزمان - عذاب شمر
رهسپاریم با ولایت تا شهادت
من را نمی شناخت کسی اینجا، گم نامم و به نام تو می نازم آسمان غرق خیال است .کجایی آقا؟ در حسرت بهار نشستم نیامدی
عذاب شمر
نویسنده همت1334 در 17:21 | نظرات()
علامه امینی میگوید:شبی در عالم رویا دیدم که امیرالمؤمنین(علیه السلام) در مکانی

 
 خوش آب و هوا، روی صندلی  نشسته و من هم خدمت آن جناب ایستاده‌ام، در کنار ایشان دو کوزه

 
بود، فرمود: این کوزه‌ها  را بردار و برو از آنجا آب بیاور و اشاره به محلی فرمود که بسیار باصفا و با

طراوت بود، استخری پرآب و   درختانی بسیار شاداب در اطراف آن بود که صفا و شادابی محیط و

گیاهان قابل بیان و وصف نیست.

کوزه‌ها را  برداشته و رو به آن محل نهادم آنها را پرآب نموده حرکت کردم تا به خدمت

 
امیرالمومنین(علیه السلام) باز گردم. ناگهان دیدم هوا رو به گرمی نهاده و هر لحظه گرمی هوا و

سوزندگی صحرا بیشتر می‌شد،



http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/91-12/20/AMINI-.jpg

 دیدم از دور کسی به طرف من می‌آید و هرچه او به من نزدیکتر می‌شد هوا گرمتر می شد گویی همه

این حرارت از آتش اوست، در خواب به من الهام شد که او شمر، قاتل حضرت سیدالشهدا(علیه

السلام) است، وقتی به من رسید دیدم هوا به قدری گرم و سوزان شده است که دیگر قابل تحمل

نیست، آن ملعون هم از شدت تشنگی به هلاکت نزدیک شده بود، رو به من نمود که از من آب بگیرد،

من مانع شدم و گفتم: اگر هلاک هم شوم نمی گذارم از این آب قطره‌ای بنوشد.

http://img.tebyan.net/Big/1390/02/938322273237171191209189247023122414215724.jpg

حمله شدیدی به من کرد و من ممانعت می نمودم، دیدم اکنون کوزه‌ها را از دست من می‌گیرد لذا آنها

را به هم کوبیدم، کوزه‌ها شکسته و آب آنها به زمین ریخت چنان آب کوزه‌ها بخار شد که گویی قطره

آبی در آنها نبوده است، او که از من ناامید شد رو به استخر نهاد، من بی‌اندازه ناراحت و مضطرب شدم

که مبادا آن ملعون از آب استخر بیاشامد و سیراب گردد، به مجرد رسیدن او به استخر، آب استخر

 خشک شد چنان که گویی سالها است یک قطره آب در آن نبوده است. درختان هم خشک شده بودند

او از استخر مأیوس شد و از همان راه که آمده بود بازگشت، هرچه دورتر می‌شد، هوا رو به صافی و

شادابی و درختان و آب استخر به طراوت اول بازگشتند، به حضور امیرالمؤمنین(علیه السلام) شرفیاب

شدم، فرمودند: خداوند متعال این چنین آن ملعون را جزا و عقاب می‌دهد، اگر یک قطره آب آن استخر

را می‌نوشید از هر زهری تلخ تر و هرعذابی برای او دردناک تر بود.
بعد از این فرمایش از خواب بیدار

شدم.
دوشنبه 27 شهریور 1396 02:02
Hi there, I enjoy reading all of your post. I wanted to write a little comment to support you.
دوشنبه 30 مرداد 1396 13:57
Hello there! Would you mind if I share your blog with my twitter group?
There's a lot of folks that I think would really enjoy
your content. Please let me know. Thanks
جمعه 16 تیر 1396 20:07
Hi there to every one, it's actually a good for me to go to see this
web site, it contains useful Information.
یکشنبه 20 فروردین 1396 23:56
I pay a quick visit daily a few blogs and sites to read articles,
except this blog presents quality based articles.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
طراحی و کدنویسی : ثامن تم
Template By : Samentheme.ir