تبلیغات
سرباز صاحب الزمان - بخونید ..
رهسپاریم با ولایت تا شهادت
من را نمی شناخت کسی اینجا، گم نامم و به نام تو می نازم آسمان غرق خیال است .کجایی آقا؟ در حسرت بهار نشستم نیامدی
بخونید ..
نویسنده همت1334 در 18:57 | نظرات()
کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر ...چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد. پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ
زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود
مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما ... الاغ هر بار خاک های روی بدنش را می تکاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد، سعی می کرد روی خاک ها بایستد. روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد ...

• مشکلات، مانند خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم،
• اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند

• و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود! و ثابت کنیم که از یک الاغ کمتر نیستیم .
.
.
یک وصیّت ...

افسران - یک رابطه ، یک تناسب و یک وصیّت ...
چهارشنبه 18 مرداد 1396 18:47
Thank you for another informative site. The place else
could I am getting that kind of info written in such a perfect manner?
I've a venture that I am just now running on, and I have been at the look
out for such info.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 04:32
Appreciate the recommendation. Let me try it out.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
طراحی و کدنویسی : ثامن تم
Template By : Samentheme.ir